تبلیغات
پلی به خدا - هر چی هست به صلاح است
پلی به خدا
اللهم عجل لولیک الفرج
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


باسلام خدمت تمامی بازدیدکنندگان عزیز من در این سایت سعی دارم با کمک دوست خودم آقا آرش مطالبی راجع به خداشناسی و مبارزه با مذاهب انحرافی و تبلیغ آیین شیعه را در خدمتتون قرار بدم.دوستان برای بازدید از وبلاگ خواهشمندم که موضوعی دنبال کنید و به هر موضوعی که علاقه مندید بروید چون مطالب ارسالی ما منظم نیست.
با تشکر فراوان مدیر سایت حمید رضا و آرش اکبری

مدیر وبلاگ :حمید رضا اکبری
نظرسنجی
به نظر شما به کدام موضوع سایت مطالب بیشتری اضافه کنم؟








برچسبها
به نام خدا
با سلام در این ایام امتحانات و دروس اصلا وقت مطلب نوشتن ندارم ولی این مطلب ارزشش را داشت که من چند تا از کار هایم را عقب بندازم به خاطر این مطلب حتما آن را مطالعه کنید
ادامه مطالب....
سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت .
وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست .
روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !
پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد…
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند، زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست !
آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !
به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد .
پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!
وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند، بنابراین میبینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!
ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ میدهد خواست خداوند است، تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد.

امیدوارم مفید بوده باشد نظر فراموش نشه




نوع مطلب : روایات و حکایت های آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 8 خرداد 1391
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:58 ب.ظ
Every weekend i used to go to see this web site, as i wish for
enjoyment, for the reason that this this web site conations truly
nice funny stuff too.
پنجشنبه 15 تیر 1391 02:06 ق.ظ
از آن روزی که دانستم تو در میان مایی به هرکه می رسم سلام می کنم!

یا صاحب الزمان!
تو را بس منتظر ماندم
اوتاندی لحظه لر منن
تو را من چشم در راهم
اینان بو یاشلی گوزلردن
سفر از تو گذر از تو
فقط یول گوزلماخ منن
بدان با هر نگاه تو
گدردی غصه لر منن...

در هر دو وبلاگ منجی و حیات به روزیم.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم احفظ قائدنا امام الخامنه ای
اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک
یکشنبه 4 تیر 1391 04:41 ب.ظ
AFARIN KHEILY KHOB BOD
چهارشنبه 17 خرداد 1391 10:36 ق.ظ
سلام نظرتون چیه در مورد این رپ فارسی؟
جمعه 12 خرداد 1391 08:46 ق.ظ
سلام وبت واقعا جالبه منم یه وبلاگ دارم خوشحال میشم بیای و نظر بدی و اگه خواستی تبادل لینک کنیم در ضمن با عنوان(گنجینه عفاف)لینکم کن و خبرم کن با چه عنوانی لینکت کنم
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
s